تاریخ انتشار:چهار شنبه 29 آذر 1396

معرفی اولین دوره جشنواره سیما

به گزارش جشنواره سیما، این جشنواره در 4 نوبت برگزار شد که در زیر بیانیه هیأت داوران سومین و چهارمین جشنواره سیما، می آید:

*** بیانیه هیأت داوران سومین جشنواره سیما / آبان 1380
جشنوارة سوم سیما در مرحلة نهایی از حضور و همکاری هیأتهای مختلف داوری رشته های گوناگون در بخش مسابقه بهره برد. این هیأتهای یازده گانه، آثاری را که توسط هیأتهای انتخاب برای راهیابی به بخش مسابقه برگزیده شده بودند، در جلسات متعدد بازبینی و سپس ارزیابی کردند و هر هیأت در بیانیه ای جداگانه، ضمن اعلام برگزیدگان نظرات کارشناسی خود را نیز در مورد جشنواره و به ویژه کیفیت آثار بخشی که داور آن بود، ابراز داشت.
  این دوازه هیأت، عبارت بودند از چهار دروه کلی هیأت داوران «آثار نمایشی»، «برنامه های ترکیبی و غیر نمایشی»، «بخش عروسکی و انیمیشن» و «بخش مستند» همچنین هفت گروه تخصصی شامل «بازیگری»، «فیلمبرداری»، «تصویربرداری و نورپردازی»، «صدابرداری و صداگذاری»، «موسیقی»، «تدوین»، «طراحی صحنه و لباس» و «چهره پردازی».

گروه های کلی
هر چهار گروه کلی هیأت های داوری، در بیانیه های خود از کارکنان دبیرخانه و برگزارکنندگان سومین جشنوارة سیما قدردانی و از ایجاد این فرصت مناسب برای ارزیابی برنامه های تولیدی چهار سال گذشتة تلویزیون (80 – 1376)، ابراز خرسندی کرده اند.
  هیأت داوران آثار نمایشی به «بررسی دقیق و موشکافانة تمامی آثار راه یافته به بخش مسابقه» به منظور انتخاب نهایی برگزیدگان اشاره کرده و هیأت داوران بخش برنامه های ترکیبی و غیر نمایشی، نتیجة احتمالی این بررسی را پس از فترت چهار سالة جشنواره «تمیز آثار موفق و تشویق ابداعات تازه» دانسته و این تمیز را به نوبة خود «راهگشای ایجاد تحول کیفی در امر برنامه سازی، متناسب با گسترش کمی رسانة تلویزیون» عنوان کرده است.
  در همین جهت هیأت داوران بخش عروسکی و انیمیشن، «اهداف جشنواره» را گرایش به «گسترش ارزش های کیفی برنامه ها و اقبال روزافزون مخاطبان» دانسته و هیأت داوران بخش مستند با توجه به «تنوع و ظرفیت های این نوع برنامه سازی» را مانعی برای «آسیب های جبران ناپذیر رسانة ملی» خوانده است.
  اما پس از تبیین موج. و مختصر ویژگی ها، کارکردها و اهداف جشنواره سوم سیما، هر هیأت داوری به خصوصیات مشخص آثاری که بررسی شان بر عهدة آن هیأت بوده، پرداخته است.
  در این میان، هیأت داوران آثار نمایشی در نوعی تقسیم بندی کلی، بخشی از دشواری ها و کم داشت های کیفی آثار را متوجه تولید کنندگان و پدیدآورندگان آنها می داند و بر این باور است که «بخش دیگری از مشکلات را نیز باید متوجه سازمان دانست و امید به آن داشت که سازمان نیز در جهت رفع موانع و کمبودهای موجود» از هیچ گونه تلاش بایسته و عاجلی دریغ نورزد.» این هیأت در بندهای مختلف بیانیه که آنها را به عنوان «چند نکتة قابل اعتنا در مقام توصیه کننده ای مشفق و خیرخواه» مطرح کرده است، به ترتیب به لزوم «شفاف سازی اهداف و سیاست های کلان، تعاریف صریح و روشن از مشخصات ساختارهای مختلف برنامه های تلویزیونی، دعوت از پیشکسوتان و متخصصان، آموزش مستمر نیروی انسانی کارآمد، نقد و بررسی بی طرفانه و مشفقانة تولیدات، خودداری از مشابه کاری، توزیع بهینه و عادلانة امکانات، پیشگیری از رشد پدیدة چند پیشه بودن برخی از پدیدآورندگان آثار، توجه به ارزش های فرهنگی، تاریخی و قومی جامعه و همچنین عنایت به باورهای دینی این مرز و بوم، به کارگیری نیروهای توانمند موجود در خارج از سازمان به شکلی قانونمند و با ضابطه، تعیین الگویی روشن برای عنوان بندی آثار به منظور مشخص شدن جایگاه واقعی پدیدآورندگان هر اثر» و در نهایت به «ضرورت ارزیابی مستمر مجموعة آثار تولیدی سیما» اشاره می کند.
  از سوی دیگر، هیأت داوران بخش برنامه های ترکیبی و غیر نمایشی، بیشترین اشاره های ضروری را متوجه نکات و مباحث تئوریک و علمی حیطة مورد داوری خود کرده اند. این هیأت، نزدیک شدن به «اصول و قواعد برنامه سازی» را لازمة ترجیح کیفیت بر کمیت می داند و توجه به «تعریف علمی برنامه های زنده، طبقه بندی ساختاری آثار به لحاظ بودجة اختصاص یافته به آنها در دوره های آموزشی کوتاه مدت و کارگاهی» و سرانجام، «حمایت از برنامه های ترکیبی و میزگردها و نظارت بیشتر بر آنها» را ضروری می شمارد.
این واقعیت که «داوری در هر جشنواره ای، قطعی و بی کم و کاست نیست»، مورد اشارة هیأت داوران بخش عروسکی و انیمیشن قرار گرفته و «کوشش برای ارزیابی گام های پیموده شده در چهار سال گذشته»، به عنوان افق نهایی موردنظر این هیأت، مطرح شده است. داوران این بخش، به نکات و ملزوماتی همچون «استفاده از نویسندگان توانای ادبیات کودک نوآوری و خلاقیت در امر برنامه سازی، پرهیز از استفادة صرف از عروسک جهت ایجاد تنوع، توجه بیشتر به صحنه آرایی، ساخت دکور و عروسک، نگاهی که انیمیشن را فراتر از حد برنامه سازی برای کودک و نوجوان بداند و توجه بیشتر به زبان فارسی و آموزش غیر مستقیم خوب گفتن و خوب شنیدن» اشاره کرده اند و این عناصر را موجب ارتقا و پیشرفت هرچه بیشتر آثار عروسکی و انیمیشن تلویزیون دانسته اند. هیأت داوران این بخش در پایان بیانیه، یاد دو پیشکسوت فقید در این عرصه، آقایان «احمد بهبهانی» و «کامبیز صمیمی مفخم» را گرامی داشته اند.
  و بالاخره، هیأت داوران بخش برنامه های مستند سومین جشنوارة سیما، پس از اشاره به اهمیت قالب مستند به عنوان «یکی از جذاب ترین و گویاترین قالب های برنامه سازی در رسانة تصویری تلویزیون» و «شیوة مؤثری برای ثبت و حفظ مواریث تاریخی، فرهنگی سیاسی و اجتماعی اقوام»، به ذکر دو نکتة اساسی در زمینة مستندهای تلویزیونی می پردازند: نخست، کمیت اندک مستندهای راه یافته به بخش مسابقه که دلیل آن «فقدان شاخص های مطلوب و کیفی و کم توجهی به این قالب ارزشمند» بوده است؛ و دوم، نیاز به «بازنگری اساسی در مفاهیم، تعاریف و جایگاه ویژة سازمانی» برای مستندسازی در تلویزیون.
گروه های تخصصی
هیأت های هفت گانه ای که هر کدام از آنها، یکی از رشته ها و شاخه های مشخص در بین عوامل سازندة آثار نمایشی و داستانی را ارزیابی می کردند، از همان آغاز با نام «گروه های تخصصی» در بین هیأت های داوری سومین جشنوارة سیما حضور داشتند. این هیأت ها نیز در بیانیه های جداگانه ای از پدید آمدن فرصت مغتنم و مناسبی که برای نظاره و بررسی فعالیت های همکاران شان در محصولات چهار سال متوالی تلویزیون یافتند، ابراز خوشحالی کرده اند. در سایر موارد، هر بیانیه طبعاً به ویژگی ها و مسائل مطرح در مورد تخصص ویژة همان هیأت داوری پرداخته است.
  هیأت داوران تخصصی بخش بازیگری، طی بیانیه ای، در دو مورد خاص سؤالاتی را مطرح کرده و پاسخ هایی به آنها داده که در نهایت به «ذکر نکاتی سودمند» از سوی این هیأت منجر شده است. پرسش اول بیانیه این است که چرا با وجود این همه بازیگر مستعد و توانا، برخی از بازی ها در آثار راه یافته به بخش مسابقة جشنواره، به لحظات ناب این هنر نرسیده اند؟ پاسخ این هیأت که به منزلة نوعی توجه و پیشنهاد هم هست، «انتخاب ناصحیح بازیگر توسط کارگردان، ضعف در کارگردانی به عنوان عامل محدودکنندة بازیگر توانا و انتخاب متون ضعیف» عنوان شده است. پرسش دوم، در نقطة مقابل سؤال نخست که به ضعف هایی چند اشاره می کرد، به بررسی علل درخشش بزرگان عرصة بازیگری در تلویزیون می پردازد. هیأت داوری بخش بازیگری در این سؤال، بحث بازیگرانی را مطرح می کند که «گویا همواره در قله ایستاده اند» و در مورد دلیل این موفقیت همیشگی، «اثبات بازیگر و نه نابازیگر بودن، تن ندادن به هر کاری به خاطر غم نان، و حضور در جایگاه مشاوری پخته و کارآمد برای سایر عوامل و کارگردان، به جای انجام مسؤولیت بازیگری صرف» را مهم می شمارد.
  یادآوری نکاتی به منظور «ارتقا سطح و کیفیت جشنواره های آتی»، بدنة اصلی متن بیانیة هیأت داوران بخش فیلمبرداری، تصویربرداری و نورپردازی را تشکیل می دهد. کلیات این متن، خوانندة بیانیه را به چند موضوع توجه می دهد: «کیفیت پایین تر از سطح الف در برخی از آثار تصویب و تولید شدة با برآورد الف، لزوم کنار هم گذاشتن فیلم ها و برنامه هایی با قطع مشابه و پرهیز از کنار هم قرار دادن قطع های مختلف مانند فیلم های 16 و 35 میلیمتری.»
  دشواری قضاوت در مورد برنامه هایی که با شرایط و امکانات متفاوت ساخته شده اند نکته ای است که مورد اشارة هیأت داوران تخصصی بخش صدا نیز قرار گرفته است. در بیانیة این هیأت می خوانیم: «قضاوت در مورد برنامه هایی که در شرایط نامتجانس صدابرداری شده اند، امری بسیار مشکل و تقریباً ناممکن است. به عنوان مثال قضاوت در مورد برنامه هایی که در شرایط استودیویی و محیط مناسب استودیو، صدابرداری می شوند، قاعدتاً مستلزم معیارها و استانداردهایی است که در مورد برنامه هایی که در محیط های خارج از استودیو صدابرداری می شوند، قابل اعتماد نیست.»
اما هیأت داوران بخش موسیقی در زمینة تخصصی کار خود، به کلیاتی اشاره کرده است: «از آنجا که موسیقی فیلم، بخشی بسیار پر اعتبار و پر جاذبه از عناصر سازندة یک فیلم به حساب می آید، مع ذلک در سومین جشنوارة سیما، مجموع موسیقی آثار نمایشی می توانست در کل، بسیار بالاتر از آن چه شنیده شد، باشد.» این هیأت، در ضمن بر میزان توجه و دقتی که کارگردان هر اثر در قبال موسیقی آن مبذول می دارد، تأکید کرده است.
  به همین سیاق، هیأت داوران تخصصی بخش تدوین نیز به ذکر نکاتی کلی و موجز پرداخته است: ابراز نگرانی نسبت به وضعیت تدوین در تلویزیون، اشاره به توجه جدی نکردن به این هنر در بین تولیدات سیما و اظهار امیدواری نسبت به بذل عنایت از سوی دستگاه های مربوطه و اقدام عاجل و توجه کامل در جهت بهبود وضعیت تدوین در سازمان. این هیأت یادآوری کرده است که «توجه به کیفیت برتر تدوین به معنای توجهی صرفاً فنی نیست بلکه بهبود در کیفیت برنامه ها را در پی خواهد داشت.»
  در بخش طراحی صحنه و لباس نیز بیانیة هیأت داوران تخصصی بر برخی نکات و خصوصیات مهم و اساسی در این رشته متمرکز شده است. داوران این بخش، «نقش اساسی کار طراحان در سطح کیفی فیلم ها و سریال های تلویزیونی» را مورد تأکید قرار داده و به طورکلی «شکل ظاهری و شخصیت عینی» این آثار را وابسته به کار طراحان دانسته است. از نظر اعضای این هیأت، مهمترین عوامل مؤثر در سطح کار طراحان صحنه و لباس «ذوق سلیقه و تخصص» آنهاست و دو عنصری که موجب بروز کاستی هایی در این عرصه می شود، «استفاده نکردن از طراحان حرفه ای در برخی محصولات و همچنین کم کاری یا نبود امکانات لازم در بسیاری از موارد» است.
  و سرانجام، مجموعه ای متشکل از چند نکتة منفی و چند ویژگی مثبت، متن بیانیة هیأت داوران بخش چهره پردازی را تشکیل می دهد: «تفکیک آثار نمایشی مانند تئاترها، سریال ها و فیلم ها از یکدیگر به منظور ارزیابی جداگانه و افزایش تعداد داوران به ویژه در تخصص ها» دو توصیة این هیأت به برگزارکنندگان جشنواره سیماست و نکات مثبت مورد اشارة آنان نیز، «صمیمیت برگزارکنندگان جشنواره در همة موارد» و «برگزار کردن جشنواره ای مهم و برخوردار از کیفیت مناسب در زمانی کوتاه و به نحوی مناسب» بوده است.

 

**** چهارمین جشنواره سیما

هیأت انتخاب گروه داستانی
اگر بپذیریم که تلویزیون، یا بهتر بگوییم ، سیمای جمهوری اسلامی ایران، رسانۀ توسعه، وفاق و وحدت ملی، و دانشگاهی است سراسری که می بایستی در مجموعۀ برنامه های آن از خبر گرفته تا سریال های «الف» موضوع آموزش، توسعۀ فرهنگی، پاسداری از ارزش های اعتقادی و انسانی و ایجاد آرامش و فرح در آحاد جامعه، به عنوان اصول اجتناب ناپذیر خودنمایی کند؛ و اگر برنامه ای در قالب مذکور جای نگیرد، نمی تواند در جدول پخش قرار گیرد، می توان گفت جشنواره اگر به هنگام، به اندازه، درست و درخور برگزار شود میعادگاهی است برای سنجش حضور و تأثیر برنامه های سیما در میدان توسعه و پیشرفت و از همین منظر، انتظار می رود که سیما مدرسه ای باشد برای ارتقاء ارزش های ناب تا زمینۀ لازم را برای ایستادگی در برابر تهاجم فرهنگی و غریبه با ارزش های ملی و دینی فراهم آورد.
  از سویی، چون در اکثر طرح ها پیشنهادی قصد ارائه ارزش ها، آرمان ها و در یک کلام، نوعی امر به معروف را داریم، می بایستی آن ها را در قالب برنامه های مختلف، چنان زیبا و پسندیده عرضه نماییم که تماشاگر از تماشای آن لذت ببرد، نه آنچنان باسمه ای، سطحی، کلیشه ای و گاه مبتذل که مخاطب از هر چه ارزش است، بیزار شود.
  آنچه در یک نگاه اجمالی به برنامه های تولید شده در قالب ها و ژانرهای مختلف خود را می نمایاند، نوعی از هم گسیختگی و تشتت در اهداف، جهت گیری ها و موضوعات است که نشان از عدم برنامه ریزی و سیاستگذاری کلان و استراتژیک، و یا حداقل عدم اجرای این برنامه ها و سیاست ها در روند انتخاب سوژه، طراحی و تولید برنامه ها است که نیازمند توجه جدی بخش های ستادی و مدیریتی رسانه در رده های مختلف است.
و اما آنچه که در برنامه ها گذشت:

محتوا
1 – برنامه های طنز:  ناگفته پیداست که در زمینۀ برنامه های طنز پیشرفت های محسوسی صورت گرفته که یکی از تأثیرات آن افزایش دایره مخاطبین برنامه های سیماست؛ اما به لحاظ برخورداری از ظرفیت بالقوه بالای طنز برای طرح مسائل اساسی جامعه انتظار می رود که اینگونه برنامه ها از پشتوانه جدی و ارزشمند پژوهشی برخودار باشند. شخصیت های اصلی و محوری برنامه های طنز می بایستی از عمق پیچیدگی و غنای لازم برخوردار باشند و موقعیت های طنزآمیز بایستی قابل باور تجربه و پسند مخاطب قرار گیرند؛ با نگاهی به حکایات، اشعار، امثال و حکم، و مثل های باقی مانده از فرهنگ مکتوب و شفاهی که مردم ما در طول روز و به مناسبت های مختلف از آن استفاده می کنند، متوجه می شویم که علاوه بر برخورداری از بن مایه طنز نشان از هوشمندی، نکته سنجی، فخامت کلام، حفظ حرمت فردی و اجتماعی و تأثیرپذیری عمیق در اقشار مختلف جامعه دارند؛ که متأسفانه در بعضی از برنامه ها، جز سطحی نگری، لودگی، مسخرگی، کیفیت نازل هنری و گاه آلوده به ابتذال کمتر نشانه ای از طنز مناسب و شایسته می بینیم؛ درست است که جامعه مخاطبین ما نیاز بسیاری به برنامه های طنز و مفرح دارند اما شخصیت های تکراری، موضوعات دم دستی، هیاهو و جنجال و حرکت های کلیشه ای نمی توانند پاسخگوی این نیاز باشند و سطحی نگری و خام اندیشی را نیز ترویج می کنند.
  اکنون که ساخت مجموعه ها و سریال های طنز نود قسمتی باب شده، باید اذعان داشت که تنها، شخصیت های پرمایه، عمیق، چند بعدی و پیچیده در قصه ها و ماجراهای دل انگیز و اساسی می توانند تماشاچی را برای چندین روز متمادی به دنبال خود بکشانند، در صورتی که بار اصلی طنزهای تلویزیونی، بر روی شانه های شخصیت های سطحی، بی مزه و بی مایه و تک بعدی با بازیگران تکراری قرار داده می شود که در همان چند برنامة اول، تمام لایه ها و وجوه شخصیتی آنها برای مخاطب، شناسایی می شود، قرار داده می شود؛ بار کجی که مطمئناً، هرگز به مقصد نخواهد رسید.
2 – سریال های داستانی:  در محتوا و ساختار اینگونه برنامه ها، نشانه هایی از پیشرفت دیده می شود؛ اما انتظار می رود برنامه سازان گرامی به موضوعاتی همچون وحدت ملی، غرور ملی و دینی، تبین مسائل اساسی انقلاب و نظام اسلامی، تعمیق بینش های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، توسعه و رونق و استقلال اقتصادی، ارزش های فرهنگ و تاریخ ملی، سازندگی و تکریم خانواده عنایت بیشتری داشته باشند؛ از همین منظر، به گمان ما تقسیم برنامه ها به انواع دینی و غیر دینی ضرورت چندانی ندارد؛ زیرا دین به عنوان روح و برنامه زندگی می بایستی در همة ژانرها و گونه های برنامه ای به صورت منطقی و دقیق، به دور از سطحی نگری و شعارزدگی وجود داشته باشد. حقیقت این است که دین، آب و هوای زندگی است و در همة لایه های آن می بایستی حضور فعال و پویا و پیش برنده داشته باشد؛ شاید به همین دلیل، در برنامه های مناسبتی با ضعیف ترین و کلیشه ای ترین قصه ها و ساختارها، مواجه می شویم.
3 – فیلم های تلویزیونی:  به خاطر دقت برنامه سازان، برخورداری از حوصله و زمان بیشتر و سرمایه گذاری مناسب تر در تولید داستان های کوتاه و بلند تک قسمتی، شاهد پیشرفت خوبی در این زمینه هستیم. غالباً داستان ها و موضوعاتی که به صورت تک برنامه کار می شوند از غنای بیشتری برخوردارند. شاید تنها موضوعی که می بایستی در این باب گفت، اشاره به عدم تنوع موضوعی و تمایل کمتر گروه های برنامه ساز به تنوع است.
4 – کلیپ:  با نگاهی به مجموعه کلیپ های ارائه شده به دفتر جشنواره، به نظر می رسد هنوز تعریف دقیقی از کلیپ وجود ندارد؛ به نحوی که بسیاری از برنامه های ارائه شده در این قالب حاوی یک موسیقی و تدوین تصاویر آرشیوی بود که اتفاقاً بیشتر به موضوعات دینی و دفاع مقدس اختصاص داشت. مونتاژ تصاویر یک شهید بزرگوار، یک عالم دینی، یک شخصیت فرهنگی و گذاردن یک موسیقی بر روی آن با استفاده از امکانات مونتاژ D.F.S  و تدوین غیرخطی، هرچه باشد، کلیپ نیست. در این ساختار ابتدا فیلمنامه و سپس یک کارگردانی دقیق و حساب شده که براساس یک موسیقی مناسب شکل می گیرد از شروط لازم است، آنگاه طراحی صحنه و مابقی اجزا برنامه سازی می بایستی در خدمت این فکر حاکم باشند که نتیجة آن ارزش بارها و بارها دیدن را دارد. همچون کلیپ های شمس الضحی و باران از تولیدات همکاران عزیزمان در مراکز همدان و خراسان.


ساختار
1 – فیلمنامه:   عنصر مفقوده بسیاری از فیلمنامه ها، ایجاز و گویایی آنها است. ضرباهنگ داستان در بسیاری از فیلمنامه ها، با کل اثر همخوانی ندارد و به شخصیت پردازی به عنوان اصلی ترین رکن فیلمنامه کمتر توجه می شود. تعریف درستی از پیام، هدف، مخاطب و کانال با شبکه یا واحد برنامه ساز وجود ندارد. برای مثال شاهد برنامه ای از گروه  برنامه ساز یا شبکه ای هستیم که اساساً جزو تعریف آن گروه و شبکه نیست. انتظار می رود با توجه به تعداد شبکه ها و گروه های مختلف برنامه ساز عنایت بیشتری به تعریف و اهداف گروه ها و شبکه ها انجام گیرد.
2 -  تیتراژ:    هرچند که اسماء و صفات الهی همه نشان از حضرت او دارند، اما هر یک از این اسماء و صفات الهی، متناظر به توجهی از وجوه معرفتی و درخواستی ماست. خوب است هرگاه در ابتدای برنامه از نامی غیر از الله یا خدا استفاده می کنیم، به تناسب آن نام و صفت با مضمون و محتوای برنامه توجه داشته باشیم. صرفاً برخورد زیبایی شناسانه کفایت نمی کند. همه اسماء الهی زیباست، استفاده به موقع و به هنگام آن را زیباتر جلوه می دهد. از این موضوع که بگذریم، باید به ساختاری بسیاری از تیتراژها اشاره کرد که متأسفانه حکایت از عدم  طراحی پیش بینی شده دارد و متأثر ذوق زدگی نسبت به امکانات تدوین مغناطیسی و غیر خطی و شبیه فیلم های هندی و برنامه های عربی است. تیتراژ، خلاصه و چکیده برنامه است. طولانی بودن استناد چند باره به یک اسم و حضور اسامی هم فامیل و خانوادگی حکایت ملال آوری است که می بایستی به سرعت از آن پیشگیری کرد؛ موضوع قابل اعتنای دیگر فهرست بلندبالای تشکرات است. تشکر از رئیس سازمان، معاونت سیما، مدیر شبکه، مدیر گروه، مدیر طرح و برنامه، مدیر امور عمومی و غیره از مواردی است که امیدواریم به همت خود این عزیزان، با آن برخورد جدی شود. تیتراژ، شناسنامه یک برنامه و اولین عامل ارتباطی مخاطب با برنامه است؛ در همین حد، از آن انتظار داشته باشیم.
3 – عوامل فنی و هنری:   با نگاهی به عوامل اصلی برنامه ها، اعم از نیروهای فنی و هنری، با چند پدیدة قابل اعتنا روبرو می شویم:
  بسیاری از امور تخصصی و حتی فوق تخصصی (مثل بوم تن، تراولینگ تن، نورپرداز، طراح لباس ...) توسط افرادی انجام می گیرد که آموزش های لازم را ندیده اند و تنها دلیل حضورشان ارتباط قوم و خویشی با یکی از عوامل اصلی برنامه، یا ارزان بودن دستمزدهایشان است. تلویزیون و سیما فیلم، مثل انجمن سینمای جوان یا مرکز سینمای تجربی نیست و برنامه سازی محل گذراندن دورة طرح کاد است!
  چند کاره بودن عوامل یک برنامه، چگونه در یک سریال فردی می تواند هم فیلمنامه بنویسد هم بازی کند هم کارگردانی، هم تهیه کنندگی و هم مونتاژ؟ و یا فرد دیگری هم بازیگر انتخاب کند هم بازیگر باشد، هم مشاور کارگردان، هم عکاس و هم تصویربردار پشت صحنه؟ واقعاً نتیجة این چند کاره بودن چیست؟


  پر کار بودن بعضی از افراد و کم کاری بعضی دیگر در همان سطح، بازیگری در اکثر قریب به اتفاق برنامه ها حضور دارد. این بازیگر جز حضور فیزیکی، چه نقش خلاقانه ای خواهد داشت؟ اگر در پایان سال از او بپرسیم در چند کار حضور داشته شاید حتی تعداد و اسامی آنها را نداند! یا یک نفر طراح صحنه و دکور و لباس، تصویربردار، یا صداگذار، هم زمان می تواند در چند سریال یا مجموعه حضور کارآمد و مؤثر داشته باشد؟ به نظر می رسد تعدد شبکه ها، افزایش تولید، نیاز پخش و رقابت های بِی دلیل، همه و همه دست به دست هم داده اند تا کمتر به کیفیت توجه شود.
کلام آخر: اگر بپذیریم که هدف جشنواره کمک به ارتقاء سطح کیفی برنامه ها و ایجاد رقابت سالم و مؤثر بین برنامه سازان و هنرمندان سیماست، می بایستی به بخش نقادی توجه بیشتری شود و زمینة بررسی و نقد برنامه های تلویزیونی را در مطبوعات و نشریات تختصصی بیش از پیش فراهم آورد و تا حد امکان از تعداد جشنواره ها که با عناوین و بهانه های گوناگون در شبکه های مختلف برگزار می شود کاست. به نظر می رسد تشویق ها بیش از نقادی و تذکرات، خودنمایی می کنند.
  امیدواریم سیمای جمهوری اسلامی ایران بتواند به بهترین وجه ممکن در جهت اعتلای هنر راستین و متعهد گام بردارد، به نحوی که شایسته عنوان دانشگاه سراسری باشد.

 

 

**** گزارشی از اختتامیه سومین جشنواره سیما/آبان 1380
غروب روز پنج شنبه، دهم آبان ماه سال 1380 که مصادف با نیمة شعبان – میلاد مبارک امام زمان (عج) – بود، پس از مدت ها فعالیت کارکنان دبیرخانه و دریافت و ثبت بیش از 700 اثر در قالب های متعدد برنامه سازی تلویزیونی، سرانجام ارزیابی دقیق آنها در مراحل کارشناسی به وسیله هیأت های انتخاب و سپس بررسی آثار راه یافته به جشنواره توسط هیأت های تخصصی داوری، پایان یافت و مراسم اختتامیة سومین جشنوارة سیما در محل دائمی نمایشگاه های بین المللی تهران برگزار شد.
  این مراسم که از ماه ها پیش به عنوان تنها بخش جمعی و عمومی جشنوارة سیما طراحی شده بود، با حضور جمع انبوهی از هنرمندان، کارشناسان، برنامه سازان، متخصصان فنی منتقدان، دست اندرکاران و مدیران تلویزیون و همچنین شماری از فعالان سایر عرصه ها و هنرهای تصویری، نمایشی و صوتی همچون سینما، تئاتر و رادیو همراه بود. اما علاوه بر این حضار، جمع انبوهی نیز در سراسر کشور بینندة این مراسم بودند: مردم که پخش تلویزیونی زندة مراسم را از شبکه دوم سیما و در ادامه (به دلیل همزمانی با پخش اخبار شبانة این شبکه) از شبکه اول، مشاهده و جریان برگزاری مراسم را به طور همزمان، پیگیری می کردند.
  علاوه بر آن که این برنامه، نخستین پخش زندة مراسم اختتامیة یک جشنوارة هنری در سال های اخیر محسوب می شد، به این معنا که سایر بخش های جشنواره، عملاً به صورت داخلی و درون سازمانی بر پا شد، بخش های مختلف دریافت و تکثیر آثار، ارزیابی در مرحلة انتخاب، راهیابی به بخش مسابقه، بازبینی و بررسی توسط گروه های داوری کلی و تخصصی، دریافت و شمارش آراء مسابقة مردمی و... همه و همه در دبیرخانة جشنواره و سالن های داخلی سازمان به طور تخصصی برگزار شد و مراسم اختتامیه که می توان عنوان اختصاری «سومین جشن سیما» را بر آن نهاد، تنها بخش رسمی و همراه با بازتاب بیرونی بود.
  جشن اختتامیه با پخش سرود جمهوری اسلامی ایران آغاز و پس از تلاوت آیاتی از قرآن مجید، به طور رسمی وارد مراحل اصلی شد. نماآهنگی که دوره های مختلف تاریخ اسلام از زمان امام علی (ع) تا دورة امامت حضرت ولی عصر (عج) در زمان حاضر را نشان می داد، پخش شد و بعد از پخش «وله» ویژة جشنواره «سیامک علیقلی» مجری مراسم به روی صحنه رفت و ضمن خوشامدگویی به حضار و تبریک میلاد امام زمان (عج) به بینندگان تلویزیون از «محمد رضایی یزدی» دبیر جشنواره دعوت کرد تا روی صحنه برود و گزارشی کلی و موجز از مراحل مختلف طراحی، برنامه ریزی، تدارکات، داوری و برگزاری جشنوارة سوم سیما را ارائه دهد.
  پس از حضور رضایی بر روی صحنه و قرائت گزارش جشنواره توسط او، اجرای موسیقی و ترانه ای که توسط «محمد اصفهانی» خوانده و به طور اختصاصی برای این مراسم اجرا و ضبط شده بود، پخش شد. این آهنگ که یکی از ترانه های موسیقی متن سریال تلویزیونی «ولایت عشق» بود، با اشاره به زندگانی و شهادت امام رضا (ع)، تأثیر و فضای معنوی خاصی را در مراسم پدید آورد.
  در این زمان، مجری مراسم از فرا رسیدن زمان اعلام اولین بخش اهداء جوایز خبر داد و پس از فراخواندن افرادی که هر یک در رشتة تخصصی خود، پیش کسوت و صاحبنظر محسوب می شدند، جایزه ها از طریق آنان به برگزیدگان رشته هایی که در این مقطع اعلام گردید، اعطاء شد.
  بعد از اجرای نمایشی بدون کلام توسط گروهی از دانشجویان رشته تئاتر که به سیر تاریخی ظهور پیامبران و پیشوایان دینی می پرداخت، بخش دوم اهداء جوایز نیز برگزار شد.
  دکور مراسم اختتامیه، به گونه ای طراحی شده بود که علاوه بر جاذبة بصری و زیبایی ظاهری که ممکن است در هر جشنواره و یا مراسم مشابهی به آن توجه شود، نوعی کیفیت و خاصیت «تلویزیونی» نیز داشت. به این معنا که چندین صفحة تلویزیون در لابه لای کادرهای متعدد زمینة این دکور تعبیه شده بود و درواقع، تصویری مشابه «اتاق فرمان» استودیوهای تلویزیونی را ساخته و یادآور «سوییچ» در تولید برنامه های تلویزیونی بود.
  در نظر گرفتن این ویژگی ها به اضافة رنگ های متنوعی که در دکور به کار رفته بود و هماهنگی و مناسبت شادمانه ای با روز برگزاری مراسم (نیمة شعبان) داشت، موجب شد که در این بخش از مراسم، اجرای نخستین قسمت از «بیم شو» (Beam Show – بازی نورها و فلاش های رنگی متعدد که از جهات مختلف با شکل های هندسی تابانده می شوند)، زیبایی تصویری خاصی به دکور و صحنة اجرای مراسم ببخشد.
  سپس، متنی که با مردم مظلوم افغانستان که در آن زمان تحت هجوم ارتش های بیگانه بودند، ابراز همدردی می کرد، توسط مجری قرائت شد و پس از اجرای موسیقی قوالی که از قالب های اصلی موسیقی سنتی افغان است، بخش سوم اهداء جوایز به برگزیدگان جشنواره نیز بر پاگردید.
پخش ترانه ای از «علیرضا عصار» که آن هم به طور اختصاصی برای بازتاب صوتی و تصویری در این مراسم اجرا و ضبط شده بود، پخش نماآهنگی تحت عنوان «یاد یاران» که حاوی تصاویری از هنرمندان فقید تلویزیون در طول چهار سال فاصلة بین دورة قبلی و این دورة جشنواره سیما بود و بالاخره اجرای موسیقی سنتی و آواز توسط گروهی جوان به سرپرستی «اخشابی» بخش های بعدی مراسم را تشکیل می داد.
  همانطور که از مدت ها پیش اعلام شده بود، تجلیل از پیش کسوتان برجستة عرصة فعالیت های هنری و تلویزیونی کشور، بخش تازه و مهمی از جشنواره سیما در این دوره بود که این قسمت از مراسم پایانی، با پخش نماآهنگی که توسط «رامین حیدری فاروقی» ساخته شده بود، آغاز گشت. وقتی در ابتدای این نماآهنگ، تصاویری از چهره و قامت بازیگر با سابقة سینما، تئاتر و تلویزیون ایران «جمشید مشایخی»  که او را در حال ایفای نقش اصلی سریال عظیم «هزاردستان» ساختة مرحوم «علی حاتمی» نشان می داد، بر روی «مانیتور»های بزرگ مستقر بر روی صحنه و همچنین صفحات تلویزیون بینندگان سراسر کشور که ناظر پخش زندة مراسم بودند، نقش بست، همه دریافتند که نخستین پیش کسوت مورد تقدیر در این بزرگداشت، کسی جز مشایخی نیست.
  در این بخش دکتر «علی لاریجانی» رییس سازمان صدا و سیما و «محسن مهاجرانی» معاونت سیما برای اهداء جوایز روی صحنه حاضر شدند.
  بعد از تقدیر از جمشید مشایخی، نماآهنگ مربوط به پیش کسوت دیگری که مورد تجلیل قرار گرفت، پخش شد. نماآهنگی که تصاویر مختلفی از نقش آفرینی «عزت الله انتظامی» را در حالت های مشابه نشان می داد: خنده ها، گریستن ها، لحظه های پرخاش و لحظه های عاطفی. سپس انتظامی نیز برای دریافت جایزه روی صحنه رفت و وقتی بنا شد چند جمله ای با تماشاگران حاضر در تالار و بینندگان «پخش همزمان تلویزیونی» صحبت کند، با یادآوری مصائبی که بر مردم و بچه های افغانستان رفته است و می رود، پیشنهاد کرد که روزی برای جمع آوری کمک های مردمی به ستمدیدگان همجوار کشورمان تعیین شود و هنرمندان تلویزیون نیز برای جلب مساعدت مردم، با این حرکت خیرخواهانه همراهی کنند.
  در همین بخش از اعلام برگزیدگان، شبکة یک سیما به عنوان شبکة برتر معرفی و از «جعفری جلوه» مدیر این شبکه دعوت شد تا جایزة خود را از دست مدیران سازمان دریافت کند.
  در ادامة مراسم، دومین بخش بازی نورهای رنگی متنوع به اجرا درآمد و سپس در بخشی که عملاً پایان دهندة برنامه بود، مجری مراسم با توضیح و تشریح مراحل مختلف مسابقة مردمی، نام سه برندة جوایز بزرگ این مسابقه را از ظرف حاوی اسامی ارسال کننندگان پاسخ های درست و نزدیک به نتایج نهایی جشنواره، خارج کرد: «محمد رنجبر تهرانی» از شهریار، «علی اصغر ملامحرر» از مشهد و «فرشته عبدی» از کرمانشاه.
  در پایان مراسم، مجری از همة حضار، شرکت کنندگان، اهداکنندگان جوایز و دست اندرکاران جشنواره و مراسم پایانی تشکر کرد و با خداحافظی از بینندگان، مراسم را خاتمه داد.
 

انتهای پیام/ن

آیا مایل به نظردهی می باشید؟

مانده : (1000) حرف
ادوار جشنواره های سیما
برگزیده های چند رسانه ای